جعفر شهرى باف
497
طهران قديم ( فارسى )
استعمالش آن بود كه بايد از پائين به بالا يعنى در جهت خلاف خواب مو به بدن بمالند و چند دقيقه صبر كرده ، سپس با انگشت موها را كشيده چون به راحت كنده شود شسته تميز بكنند و براى زنان تا جاى واجبى را زبر و سياه نكند همين دارو را به جاى آب با سفيدهء تخم مرغ خمير ميكردند ، مخصوصا براى عروسها كه علاوه بر خمير كردن با سفيدهء تخم مرغ ، جاى آن را هم سفيدهى تخم مرغ و سفيداب قلع ميماليدند و هيچ عروس را هر چند بچه سال بدون نظيف نمودن و استعمال آن تا امر زفاف تسهيل كند بدون به كار بردن پماد سفيدهى تخم مرغ و سفيداب قلع به حجلهى زفاف نميفرستادند و دستور رفع سوزاندن واجبى هم آن بود كه جاى آن را حنا بگذارند . « 49 » ديگر زدودن موى زير بغل بود كه آن را براى دفع بوى آن و تقويت نور چشم مؤثر ميدانستند و هر هفته آن را كنده يا تراشيده و زنها بند مىانداختند ؛ ترتيب كار تراشيدن آن هم در مردها آن بود كه بعد از كيسه كشيدن و صابون زدن ، كنار حمام ايستاده دستهاى خود را بلند مىكردند و دلاك هم كه وظيفه خود را ميدانست با تيغ سلمانى رفته آن را تراشيده تميز مينمود . اين كار اجرتى نداشت و روى حساب حمام رفته بلا عوض انجام ميگرفت . بازى - تفريح همچنين حمام محل وقتگذرانى و استراحت بود كه بيكارهها اوقات خود را در آن گذرانيده ورزشكاران خستگى و كوفتگى خود را با خوابيدن در آن رفع كرده ، بى جا و منزلها آن را مأمن و منزل خود قرار داده جايى كه دزدان شبرو ، روز خويش در آن گذرانده خود را آمادهء كار شب مىساختند و شب زندهدارها و قماربازها كه خستگى و كسالت شبانگاه خويش را در حمام رفع ميكردند ، غير از بازىهاى تمامنشدنى چاله حوض در تابستانها و در گوشه و كنار آن بازىهاى
--> ( 49 ) . و اين شعرى كه زنان در تفريحات خانگى در استفاده از واجبى خوانده تفريح ميكردند : شب ، شب جمعهس مرتيكه * - . . . مث دنبهس مرتيكه . و ديگرى ميگفت : شب شبِ شنبهس زنيكه * - . . . مث سنبهس مرتيكه .